قرآن معجزه جاوید
قرآن اين بزرگترين محور اتحاد مسلمين جهان و هدايت آور بشر قرنهاست كه دستخوش غبار افكار و بر كنار از زندگى آدميان مهجور مانده است.اين امر تا بدانجا قلب بيمناك و مهربان پيامبر(صلى الله عليه وآله) را اندوهگين ساخته بود كه داد سخن مى گشايد و از مهجوريت قرآن به خدا شكايت مى كند.«وَ قالَ الَّرسُولُ يارَبِّ اِنَّ قَوْمى اتَّخَذُوا هذَاالْقُرْآنَ مَهْجُوراً.»«در آن روز، رسول به شكوه از امت در پيشگاه خداى متعال عرض كند: بارالها، امّت من اين قرآن را متروك و رها كردند.»تأسف بيشتر آنجا رخ مي نمايد كه به ما امر شده تا قرآن را با زندگى خود درآميزيم و در مسائل و حوادث روز به آن رجوع كنيم.«اِذا الْتَبَسَتْ عَلَيْكُمُ الْفَتَن كِقَطَعِ الَّليْلِ الْمُظْلِمِ فَعَلَيْكُمْ بِالْقُرْآنِ.»«هنگامى كه فتنه ها همانند پاره هاى شب تيره شما را فرا گيرد به قرآن چنگ زنيد.»ولى در حال حاضر قرآن براى قسم خوردن ـ آن هم به دروغ، مسافرت، سفره هاى عقد، قبرستانها و تجارت و تفاخر و تزئين و...ـ به كار مي رود.قرآن براى معرفى خود كافى است و مانند خورشيدى مي درخشد تا جايى كه غير مسلمانان تحت تأثير آن قرار گرفته و به بزرگى و عظمتش معترف و آن را داروى شفابخش و سعادتنامه بشر مي دانند.ناپلئون بناپارت مي گويد: «كجاست آن روزى كه ما مجمع و هيأتى بزرگ از سياستمداران و دانشمندان حقوق جهان تشكيل داده، قرآن، كلام الهى و متينترين قوانين محمدى همان نسخه پرافتخار بشرى را پيشرو گذاريم و از روى آن قوانين سعادت حقيقى بشر را تنظيم وتدوين كنيم.»البته ذكر اين نكته لازم است كه اعتقاد بدون عمل به قرآن هيچ سودى نداشته، بلكه ادعايى بيش نخواهد بود.و اصولاً يكى از عوامل انحطاط مسلمانان جهان بي توجهى به قرآن وعمل نكردن به دستورهاى آن است.
پرنس ژاپون بورگيز، مورخ ايتاليايى مي گويد: «ايرادى به آيين پاك اسلام نمي توان گرفت.هنگامى سعادت ونيكبختى، مسلمين را ترك كرد كه بر روى قرائت و فهم قرآن در بستند و در نگاهدارى و عمل به آن سستى ورزيدند.»«رودويل» نويسنده انگليسى مي گويد: «اروپا بايد فراموش نكند كه مديون قرآن محمدى است، زيرا قرآن بود كه سبب طلوع آفتاب دانش در اروپاشد.»



